تبليغاتX
شورای واگویان

شورای واگویان

اصلاحات ابری که می بارد ....

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند       گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند

                                           ............

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 21:2  توسط نویسندگان شورای واگویان  | 

تخم مرغ و شكستن پوسته خود...

 

  نزدیک به سه دهه است  که انقلاب را پشت سر گذاشته ايم  ولی همچنان بیم انقلاب میرود!!

 و در این میان اصلاحات با کش و قوس های متنوعي رو بروست . مهمترين معضل و بن بستي كه اصلاحات در ايران را با تنگنا مواجه ساخته است ، طرز تلقي حاكميت از حكومت و ايجاد دولت در كشور مي باشد . برداشتهاي سياسي ايدوئولوژيك جناحي از حاكميت كه به طرز تفكر فيلسوفان يوناني قبل از ميلاد مسيح شباهت هاي زيادي دارد ؛اصلاحات در ايران را بر نمي تابد .

فردريش نيچه و گوستاولوبن ،‌انقلاب را انفجار عواطف وحشيانه و از بند رسته و وايرانگر توده دانسته اند .

روبرت ميشلز نخبه گرا معتقد است ،‌انقلاب و تحولات سياسي هميشه از اختلافاتي كه بين نخبگان وجوددارد پديد

مي آيد و در اين رابطه وظيفه توده فقط اين است كه به نفع نخبگان تظاهرات نموده و به خيابانها ريخته و چه بسا

در اين روند كشته شوند. توده هميشه بي نام است و ليكن تاريخ را نخبگان مي سازند .

افلاطون معتقد است بهترين راه اداره يك كشور اين نيست كه قانون بر آن حكومت كند .

 بلكه اين است كه زمام امور كشور به دست مردي بيفتد كه از عقل و كياست در خور

 شاهان برخوردار باشد .

 آيا شرط انصاف جزء اين است كه هر خير خواهي، چه غني و چه حقير بتواند هر آنچه كه به خير و مصلحت شهروندان خواه به اتكا قانون و خواه زير پا گذاشتن قانون، خواه با رضايت شهروندان و خواه بي رضايت آن انجام دهد ؟

 دولت از نظر ارسطو نوعي آموزشگاه دائمي است كه تعليم و تربيت شهروندان و فضايل اخلاقي

در آنها را تا روزي كه از دنيا مي روند به عهده دارد .

 بخشي از حاكميت در ايران خودش را به مثابه معلم اخلاقيات و فضايل مذهبي تلقي مي كند و خير و صلاح مردم را در جامعه همانند يك پدر يا يك قيم مي خواهد تعيين كند .پس بي دليل نيست كه طرز لباس پوشيدن ، آرايش، خوراك ،حرف زدن، جشن و سوگواري، كتاب نوشتن و آثار فرهنگي و سينمايي و طرز عقايد آنها مي بايست با الگوهاي حاكميت مطابقت داشته باشد

جاي تعجب است كه دموكراسي ،آزادي ،حقوق بشر، ليبراليسم ،اومانيسم ، سكولاريسم و … پديده هاي غربي و ضد ديني شمارده مي شوند اما انگارافلاطون ، فلوطين ، سقراط و ارسطو كه پانصد سال قبل از ميلاد مسيح مي زيستند و قاعدتا از سوي حضرت عيسي مسيح (ع) پيامبر به نقد كشيده شده اند به عنوان افكار ناب اسلامي مستقيم يا غير مستقيم تبليغ مي شود .

 جوامع بسته كه نهادهاي دموكراتيك در آن جايگاهي ندارند، شكل مي گيرد،‌ منابع قدرت در اين جوامع دوقطبي است، يك قطب كه حاكم است و قطب ديگر كه در تنگنا قرار دارد و مثل تخم مرغي مي ماند كه مي خواهد پوسته خود را بشكند .
قدرت حاكمه جوابگوي نيازهاي قدرت زيرين نيست و قدرت زيرين درتكاپوي براندازي نظم كهنه و پير است.
اما هرگاه منابع قدرت در يك كشور تقسيم شده باشد و نظام تكثر گرايي و پلوراليستي حاكم باشد،‌ منابع قدرت ناگزير هستند تا به شكل احزاب نيرومندي در بيايند و خودشان را در معرض آراي مردم قرار دهند و به نوبت به قدرت دست يابند.
در اينجا مردم ديگر با يك نظام بسته خود كامه مواجه نيستند كه بخواهند انقلاب بكنند چرا كه حزب حاكمي كه به نيازهاي مردم نتواند پاسخ دهد در دور بعدي انتخابات به كنار مي رود. از اين روست كه نظامهاي دموكراتيك دستخوش انقلاب نمي شوند. در اين كشورها شورشهاو تظاهرات شكل مي گيرد اما به براندازي منتهي نمي شود.


به هر حال گرچه اصالت دادن به قرائتي از دين و خارج شمردن دستاورده هاي غني فكري بشر از دين ، نوعي ساده نگري در برداشت ديني است ، بايد اذعان كرد كه اصولا هر پديده اي كه باعث رشد و شكوفايي انسان بشود چه در دين آمده باشد يا نيامده باشد موافق دين است . پس دموكراسي و مردمسالاري از اين قاعده مستثني نيست .

 جزميت فكري و حاكميت جزم انديشانه اگر با حركات اصلاحي تعديل نشود احتمال بروز تنش و خشونت ويا انقلاب مي رود .

 وادار کردن قدرتهای تمامیت خواه به پایبندی به قانون اساسی ، گام اول و زیر بنای یک دموکراسی پایدار است اگر این مهم را اصلاح طلبان بتوانند انجام دهند ، می توان به اصلاحات امیدوارتر شد... 

به امید پیروزی اصلاح طلبان با آرایی که از احساسات منبعث نشده باشد !

 

                                              اثر سوم ـ علی شاکرمی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 23:34  توسط نویسندگان شورای واگویان  | 

قیمت مسکن در دولت مهرورزی!

سلام

پس از آقای عبدی افتخار نوشتن در اینجا به من داده شد که بنده ترجیح میدهم ادامه مطالب مربوط به دموکراسی و جامعه مدنی را به دوستان  سپرده و بیشتر به نقد عملکرد دولت نهم و مصائبی که برای آحاد ملت پیش آورده بپردازم و در واقع موضوعات روز را پیگیری نمایم.

تا چه قبول افتد و چه در نظر آید...

در پي كاهش بهره وامهاي بانكي به 12 درصد  پيش بيني ميشود روز به روز  تعداد كسانيكه سپرده هايشان را از بانكها پس بگيرند بيشتر شود و پيرو آن تسهيلات بانك مسكن با تاخير بيشتري پرداخت گردد كه اين امر طبيعتا"‌به بالا رفتن هرچه بيشتر قيمت مسكن ميانجامد.  ضمن اينكه اخراج كارگران افغاني كه با دستمزدي حدود نصف كارگران ايراني مشغول به كار بودند هزينه نيروي انساني را در ساخت و ساز بالا برده و قطع يارانه سيمان و قاچاق آن به عراق و افغانستان و نابه ساماني اين بازار منجر به افزايش قيمت مسكن كه از بدوي ترين نيازهاي انسان است گرديده است.

گزارشها نشان ميدهد هم اكنون قدرت خريد مردم در خريد مسكن با وجود اعطاي تسهيلات بانكي كاهش يافته است.

 همچنين تعطيلي مدارس و شروع فصل نقل و انتقال نيز به اين رشد تصاعدي دامن ميزند تا جاييكه  ديگر در تهران تقريبا" هيچ جاي قابل سكونتي وجود ندارد كه زير متري يك ميليون تومان قيمت داشته باشد و در جنوبي ترين مناطق اين كلانشهر هم آپارتمانهايي كه نو ساز هستند با كمترين امكانات بالغ بر اين مبلغ قيمت گذاري شده اند .بديهي است با هرچه بالاتر رفتن قيمت خريد و فروش مسكن قيمت اجاره آن هم بالا ميرود و واي به حال مستاجريني كه اينروزها مجبور به تعويض مسكن و يا به اصطلاح رايجتر خالي كردن خانه شان هستند.

متاسفانه ما حتي از اولين گام رويارويي با چنين پديده اي كه برابر كردن آمار مسكن استاندارد شهري و روستايي با آمار خانوارهاي كشور است درمانده ايم چه برسد به گام بعدي كه توسعه مسكن ميباشد. ضمن اينكه هيچگونه سياست نظارتي نيز بر بازار مسكن نداريم. اينگونه است كه وقتي ما مسئولين چند حركت غير كارشناسي پشت سر هم انجام ميدهيم  و مداوم تنشهاي جامعه را در مورد يك مسئله اساسي افزايش داده و با تصميمهايمان باعث ايجاد دلهره در مردم ميشويم دود مضاعف آن بيشتر به چشم مردم و درواقع مصرف كننده ميرود وتاوان آن را هم مثل هميشه ضعيف ترين قشر پس ميدهد.زيرا اگر چه ملاك و بساز و بفروش هم در اين چرخه به زحمت و دردسر مي افتد اما در آخر بر قيمت تمام شده اش مي افزايد و  چند صباحي هم (مثل حال حاضر)در فروش ملكش تعلل ميكند تا موقع مناسب و بالاخره آن كسي كه بايد جبران مافات كند كارگر و كارمندي است كه با هزار سختي وامي تهيه كرده و پولي جمع كرده اما در عرض كمتر از سه ماه توان خريدش به نصف كاهش ميابد يعني اگر در اسفند ماه گذشته ميتوانست يك آپارتمان 60 متري در جايي بخرد در حال حاضر در همان مكان بيش از 30 متر توان خريد نخواهد داشت!

                نقد مدنی(۲)- سودابه رادفرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 14:9  توسط نویسندگان شورای واگویان  | 

دموکراسی نهادینه = نفسی برای همه

 

دموکراسی ( مشارکت فزاینده) تنها یک هدف دارد : رهائی انسان

این مسئله دقیقا نقطه اوج روشنگری ایمانوئل کانت است .

اگر دموکراسی را به چند بخش تقسیم کنیم مسلما گام اول مقوله ایی بنیادی  به نام گفتمان است.

خردمندی شرط راه اندازی گفتمان نیست زیرا خردمندی هر سخنی تنها در بستر پروسه گفتمان می تواند معلوم شود

لذا این شرط ما را به دور باطل تسلسل می کشاند

شرط تحقق گفتمان چهار نکته است که همگی حول محور برابری و همتائی گوینده و شنونده می چرخد

بدیهی است انجا که محیط ، محیط تمکین و تهدید و جبر است. فرایند گفتمان نمو نخواهد کرد

کانت در مبحث متافیزیک رسوم می گوید : فقط قانونی عادلانه است که مورد تایئد همه باشد

یعنی ، دموکراسی فزاینده وابسته به این امر است که بدانیم پیام اور دو اصل قدرت و سلطه همانا وفاق و هم رایی ازاد و صریح است.

دموکراسی اخلاق و حقوق

این مسئله یک تئوری اغازین برای جامعه شناسی است. تئوری که سعی دارد معیارهای انتقادی خود را مشخص کند

تئوری جامعه شناسی که خود مادر تمام سلسله جریانهای اجتماعی است، به مسئله فضای باز سیاسی و افکار بارور عمومی در رابطه  مردم با حکومت توجه خاص دارد

باید پذیرفت که افکار عمومی محکی است که معلوم می کند ایا سیاست، علاقه های اقتدار و یا صاحبان واقعی قدرت یعنی مردم را براورده ساخته است یا نه  ؟

افکار عمومی بالطبع  نفس اخر منافع شخصی حاکمان است

اگر سیاستمداران در برابر  افکار عمومی از اعمال خود دفاع کنند وضمن سنجش عیار انها در مباحث مدنی حقانیت انها را به بحث بگذارند

دیگر کسی جرات رفتن به دنبال مطامع شخصی را در میدان سیاست نخواهد داشت

سیاست اخلاقی از افکار عمومی پیروی می کند در حالی که سیاست مبتنی بر منافع شخصی از ان واهمه و تنفر دارد و حتی ان را تخطئه می کند

از همین روست که افکار عمومی و فضای باز انتشار عقاید تنها اصلی است که سیاست و اخلاق را با هم یگانه می کند.

کانت در کتان به سوی صلح ابدی خود می نویسد : هر عملی که به حقوق دیگران مربوط باشد و از نظر اخلاقی در تحمل افکار عمومی نباشد حرکتی نا مشروع است.

کارکرد سیاسی و شکل گیری افکار عمومی از نخستین مراحل دموکراسی بورژوائی تا تشکیل ذولتهای مدرن نشان می دهد

که به چه سرعت و سهولتی می توان افکار عمومی را در زمینه جامعه و مدیریت سیاسی تحت الشعاع قرار داد.

در اغاز نیاز به گسترش تجارت ، با رشد شتابان بورژوا و تحکیم مناسبات شهروندی همراه است.

چنین فرایندی نیاز  تاجران را  به اطلاعات دم به دم افزون تر می کند این امر  خصلت دولتی و خصوصی بودن اطلاعات را از بین می برد   و انرا در مقیاسی وسیع در مقابل دید شهرواندان می گذارد

در این حالت این مسئله با گرایش و دخالت فزاینده دولت در امور تجاری تقویت می شود زیرا دولت ناگریز است برای تنظیم مناسبات ، پیاپی قوانین جدیدی وضع کند انهم به صورت عمومی تر و در حالتی که قسمت اعظم تری از مردم در این فعالیت شفاف و روان اجتماعی قرار خواهند گرفت

همین روند در پایان به خردگرایئ منجر خواهد شد و مردم را به تماشاگران عاقل و صالحی تبدیل می کند که مشروعیت قوانین  وضع شده را به بحث می گذارند و در صورت لزوم با ان مخالفت خواهد کرد

در این حالت مردم فقط از طریق عقلانی حقوق خود را مطالبه خواهند کرد و این بدان معناست که دیگر حاکمان نمی توانند

دست به اقداماتی همچون ارعاب برای به اصطلاح تعمیر هنجارهای اجتماعی بزنند

بلکه باید با استدلال شهروندان را قانع کنند و تنها از این راه است که ضمن اجتناب مردم از هنجار شکنی هائی همچون انقلابهای عصبی ، حاکمان نیز پایه های مشروعیت خوذ را مستحکم تر خواهند کرد .

و بدین طریق هیولای تام گرائی و دیکتاتوری پنهان و .... از سر مردم سایه خواهد فکند و راه برای مشارکت عامه مردم باز خواهد شد و چرخش چرخ اقتصادی نیز به سود ملت رقم خواهد خورد

با اقتباس از دکتر یوهان هابرماس

اثر اول(۱) - علی عبدی

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 22:0  توسط نویسندگان شورای واگویان  | 

آغازین کلام ...

الا یا ایها الساقی ادر کسا و ناولها     که عشق اسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

ببوی نافه کاخر صبا زان طره بگشاید     زتاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها

   بنام حضرت دوست که هر چه زیبایی ست از اوست

این وبلاگ بر اساس حرکت خود جوش جمعی از یاران هم سیاق و همقطار و به امید تولید تفکری اصلاحات گونه وپرداختن بی غرض به مسائل پیش روی کشور توسط عده ایی از فرزندان این کهن مرز و بوم راه انداز شده است.

نه تنها اصول جامعه شناختی دموکراسی بلکه مبانی اولیه انسان امروز به ما یاداور می شود که: ازاده زیستن از والاترین ارمانهای ادمیزاد این عصر است و برای ازاد زیستن باید قلم بر دست داشت و قلم در عین ازادی باید برخوردار از چه قداست ها و پاسبان چه ارزشها باشد.

نویسندگان شوری بر ضمه خود می بینند که در راه حفظ ارزشهای این جان بخش بی جان از هیچ کوششی دریغ نکنند.

واگویان صرفا به دلیل قطره ایی در دریای بی کران اصلاحات شده نیست . که خرد جمعی دوستان بر این استوار است که اصلاحات و خیر به سوی ازادی و زیبایی در اعماق و ژرفای وجود انسان نقشی سترگ دارد.

اما به هر تقدیر به عنوان جوانانی رستیده در این دیار همیشه جاوید  که بودن و هویتشان در گرو اعتلای وسرفرازی ایران است حمائل مقدس اطلاع رسانی و شفاف سازی را بر دوش خود می بینیم.

ناگفته پیداست که در این راستا باید دردها کشید و  شب سیاه بی مهری ها را به امید فردای سپید امید تحمل نمود اما به امید یاری حضرت همیشه حاضر و به مدد تفعل بر جناب لسان الغیب زورق واگویان را به دریای متلاطم و مواج اینروزهای کشور می اندازیم.

و جان کلام اینکه : نویسندگان شورای واگویان  کرنشی خاضعانه خواهند داشت در برابر تمامی ازاد مردان و بزرگ زنانی که در این سرمای استخوان سوز با گرمی کلامشان دستهای ما را می فشارند.

ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم

تورا ای کهن مرز و بوم دوست دارم

تورا ای کهن پیر جاوید برنا

تورا دوست دارم دوست دارم

تورا ای گرانمایه دیرین .ایران

تورا ای گرامی گهر دوست دارم

جهان تا جهان است پیروز باشی

برومند و بیدار و بهروز باشی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 23:26  توسط نویسندگان شورای واگویان  |